تأثیر نیروی ضربه بر حسگرهای وزن و استراتژیهای اجتناب
در حوزههایی مانند توزین صنعتی، حمل و نقل لجستیک و تولید خودکار، حسگرهای وزن به عنوان اجزای اندازهگیری اصلی عمل میکنند - دقت و پایداری آنها مستقیماً کیفیت عملیاتی کل سیستم را تعیین میکند. با این حال، نیروهای ضربهای مکرر که در کاربردهای عملی با آنها مواجه میشویم، اغلب باعث آسیبهای جبرانناپذیری به حسگرهای وزن میشود و بر دقت نتایج اندازهگیری تأثیر میگذارد و حتی عمر مفید دستگاه را کاهش میدهد. این مقاله به طور مفصل تأثیرات خاص نیروهای ضربهای با اندازههای مختلف بر حسگرهای وزن را تجزیه و تحلیل میکند و راهحلهای کاهش علمی و مؤثر را پیشنهاد میدهد.
اجزای اصلی یک حسگر وزن، بدنه الاستیک و گیج کرنش هستند. اصل کار آن به این صورت است: بدنه الاستیک تحت تأثیر نیرو تغییر شکل میدهد و گیج کرنش را به تولید تغییرات مقاومت سوق میدهد که سپس از طریق پردازش سیگنال به دادههای وزن تبدیل میشود. بزرگی نیروی ضربه متفاوت است و منجر به تفاوتهای قابل توجهی در میزان آسیب و تظاهرات اختلال حسگر میشود. به طور خاص، میتوان آن را به سه محدوده تقسیم کرد:
نیروی ضربه کممحدوده معمولاً به صورت ضربههای خارجی مختصر و جزئی ظاهر میشود - مانند تماس سبک هنگام افتادن مواد به آرامی یا لرزش خفیف در حین کارکرد تجهیزات. در کوتاه مدت، این نوع نیروی ضربه مستقیماً به حسگر آسیب نمیرساند، اما تأثیر بالقوه آن را نمیتوان نادیده گرفت:
- از یک طرف، ضربههای مکرر کممحدوده، بدنه الاستیک حسگر را در حالت تغییر شکلهای ریز مکرر نگه میدارد. با گذشت زمان، این امر باعث ایجاد «اثر خستگی» بدنه الاستیک میشود و باعث میشود ضریب الاستیک آن به تدریج تغییر کند و منجر به مشکلات دقت مداوم شود. به عنوان مثال، یک حسگر با خطای اولیه ≤ ±0.1٪ ممکن است به تدریج خطای آن به بیش از ±0.5٪ افزایش یابد و نتواند الزامات توزین با دقت بالا را برآورده کند.
- از سوی دیگر، ضربههای کممحدوده ممکن است بر پایداری اتصال بین گیج کرنش و بدنه الاستیک تأثیر بگذارد. اگرچه گیج کرنش در کوتاه مدت از بین نمیرود، اما چسب تحت ضربههای مکرر به تدریج فرسوده میشود و راندمان انتقال کرنش را کاهش میدهد. این امر منجر به کاهش خطی بودن سیگنال خروجی حسگر میشود و در نتیجه «نوسانات داده» ایجاد میشود.
نیروی ضربه میانمحدوده یک «ضربه مضر» معمولی است که معمولاً در سناریوهایی مانند بارگیری سریع مواد، ضربههای اینرسی در هنگام راهاندازی/توقف تجهیزات یا قرار دادن مستقیم قطعات کار کوچک تا متوسط مشاهده میشود. این نوع نیروی ضربه مستقیماً به اجزای اصلی حسگر آسیب میرساند:
- برای بدنه الاستیک: نیروی ضربه میانمحدوده ممکن است از «آستانه ایمن» خود برای تغییر شکل الاستیک فراتر رود و باعث تغییر شکل پلاستیکی موضعی پایه الاستیک شود - حتی اگر بار برداشته شود، حسگر نمیتواند به حالت اولیه خود بازگردد. این امر منجر به انحراف نقطه صفر ثابت (به عنوان مثال، نمایش «-2 کیلوگرم» در هنگام تخلیه) میشود و خطا با افزایش وزن در حین بارگیری متناسباً افزایش مییابد.
- برای گیج کرنش: نیروی ضربه میانمحدوده ممکن است باعث ترک خوردن شبکه حساس گیج کرنش یا جدا شدن گیج کرنش از بدنه الاستیک شود. این امر مستقیماً منجر به قطع سیگنال یا خروجی غیرعادی میشود که به صورت «خرابی ریست صفر»، «سرریز نمایشگر» یا حتی خرابی کامل عملکردی ظاهر میشود.
- علاوه بر این، نیروی ضربه میانمحدوده ممکن است به ساختار آببندی حسگر آسیب برساند و به گرد و غبار و رطوبت اجازه ورود به داخل را بدهد و باعث تسریع خوردگی گیج کرنش و مدار شود و بیشتر عمر مفید حسگر را کاهش دهد.
نیروی ضربه زیاد-محدوده «ضربه مخرب» است که بیشتر در سناریوهای شدید مانند افتادن تصادفی اجسام سنگین، برخورد تجهیزات یا ضربههای اضافه بار (به عنوان مثال، جدا شدن ناگهانی اجزای جرثقیل، ضربه مستقیم قطعات کار بزرگ به حسگر) رخ میدهد. این نوع نیروی ضربه فوراً از حداکثر ظرفیت بار حسگر فراتر میرود و منجر به آسیب فاجعهبار و غیرقابل برگشت میشود:
- بدنه الاستیک ممکن است مستقیماً شکسته شود، گیج کرنش ممکن است کاملاً بسوزد یا برد مدار داخلی ممکن است ترک بخورد - حسگر را کاملاً از کار انداخته و غیرقابل تعمیر میکند.
- در عین حال، نیروی ضربه زیاد-محدوده ممکن است یک واکنش زنجیرهای را ایجاد کند: به عنوان مثال، اگر حسگر بشکند، سکوی توزین پشتیبانی خود را از دست میدهد و منجر به کج شدن یا فروپاشی سکو میشود که به نوبه خود به تجهیزات اطراف آسیب میرساند یا حتی باعث آسیب شخصی میشود.
- حتی اگر برخی از حسگرها تحت تأثیر نیروی ضربه زیاد-محدوده به طور کامل شکسته نشوند، از خطاهای شدید غیرقابل برگشتی رنج خواهند برد (به عنوان مثال، ترکهای داخلی در بدنه الاستیک، سوختن کامل گیج کرنش، شکستن کابلهای سیگنال). این خطاهای پنهان پنهانی هستند و ممکن است باعث خرابی ناگهانی در حین استفاده بعدی شوند و خطرات ایمنی قابل توجهی را به همراه داشته باشند.
برای رسیدگی به اثرات نیروهای ضربه در محدودههای مختلف، باید سناریوهای کاربردی را ترکیب کنیم و راهحلهای کاهش سیستماتیک را از سه بعد توسعه دهیم - جلوگیری از ضربه، تأثیر بافر، و انتخاب حسگر بهینه - برای اطمینان از عملکرد پایدار حسگر.
جلوگیری از ضربه هسته اصلی کاهش اثرات است. این امر مستلزم به حداقل رساندن نیروهای ضربه با بهینهسازی روشهای عملیاتی و طراحی تجهیزات است:
- در تولید صنعتی (سناریوهای بارگیری مواد): «بارگیری سریع و مستقیم» را به «بارگیری گام به گام» اصلاح کنید - به عنوان مثال، صفحات بافر یا شیرهای کنترل جریان را در خروجی قیف بالای حسگر نصب کنید، به طوری که مواد به آرامی سقوط کنند و نیروهای ضربه را به زیر محدوده کم کاهش دهند.
- در سناریوهای قرار دادن قطعات کار: از بازوهای رباتیک خودکار با سیستمهای کنترل نیرو استفاده کنید. از طریق کنترل مکانیکی انعطافپذیر، قطعات کار را به روشی «لمس سبک» روی سکوی توزین قرار دهید تا از ضربههای سخت جلوگیری شود.
- در سناریوهای حمل و نقل لجستیک: فرآیندهای بارگیری محموله را استاندارد کنید («پرتاب محموله» را ممنوع کنید) و «دستگاههای موقعیتیابی محموله» را روی سکوی توزین وسایل نقلیه حمل و نقل نصب کنید تا از جابجایی محموله (و ضربههای اضافی) ناشی از تکان خوردن جلوگیری شود.
- علاوه بر این، آموزش اپراتور را تقویت کنید، محدوده نامی تجهیزات توزین را مشخص کنید و عملیات اضافه بار را ممنوع کنید - اساساً از تولید نیروهای ضربه زیاد-محدوده جلوگیری کنید.
برای نیروهای ضربهای اجتنابناپذیر، دستگاههای بافر را نصب کنید تا انرژی را جذب کرده و نیروی واقعی وارد بر حسگر را کاهش دهید. روشهای بافر رایج شامل سه نوع است:
- عن